خانوم كوچولو و آقايي گلش يكشنبه 18/6/1386 ساعت 8:39 عصر
« به نام خالق زيبا ، آرامش لحظه ها »
خدايا من در کلبه فقيرانه خويش چيزي دارم که تو در عرش کبريايت نداري . من چون تويي دارم و تو چون خودي نداري .
امام سجاد ( ع )
يادمان باشد حرفي نزنيم که به کسي بر بخورد
نگاهي نکنيم که دل کسي بلرزد
راهي نرويم که بيراهه باشد
خطي ننويسيم که آزار دهد کسي را
يادمان باشد که ماه بالاي سر تنهايست
پروردگار را :
به من آرامشي ده ، تا بپذيرم آنچه را که نميتوانم تغيير دهم
دليري ده ، تا تغيير دهم آنچه را که ميتوانم تغيير دهم
بينش ده ، تا تفاوت اين دو را بدانم
مرا فهم ده ، تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطلبق ميل من رفتار کنند
جبران خليل جبران
پروردگارا با تمام وجودمان ازت تشکر ميکنيم . مرسي
پا وب اول : شلام شلام شلام صد تا شلااااااااام
خوفين خوشين خوش ميگذرد مارو کم ميبينيد
هيييي يادش به خير يه زماني يه کامپيوتري داشتيم و شبا همش ميرفتيم پاش و کلي از حال و احوالات دوستامون با خبر ميشديم ولي خب الان جز خجالت و شرمندگي برامون هيچي نمونده .. راستش اين روزا تمام خانواده ما اينقدر درگير يه سري کارا هستن حتي خود من که فقط يکشنبه ها يادم مياد که به کامپيوتر نياز دارم وقتي هم يادم مياد بابا رفته بيرون منه 40 کيلويي و 200 گرمي که نميتونم اين سيستمو ببرم جايي واسه همين همچنان خلابه خلااااااااابه
پا وب دوم : ( يه خبر تشنج آور
) منو سعيد جون از هفت خوان رستم چهار خانشو پشت سر گذاشتيم
( 1. درس خوندن 2. شرکت تو کنکور 3. مجاز شدن4 . تاييد انتخاب رشتمون ) حالا سه خانش مونده ( 5. ثبت نام دانشگاه 6. فارغ التحصيل شدن 7 . ارائه پايان نامه ) بعلههههههههههههههههههه منو سعيد جون آخر سر موفق شديمممممممم
لي لي لي لي لي حالا ماهان و ماهک يه مامان و باباي نصفه تحصيل کرده دارن
لي لي لي لي
به خودمون تبريک ميگم
ولي قبلش اول از خدا خيلي تشکر ميکنيم بعد از همه دوس جوني هاي گلمون و همه اونايي که کمکمون کردن بد نيست از موسسه آيندگان هم تشکراتي وکنم . خب الان حتما ميگين کجا و چه رشته اي قبول شديم خب وگويم بهتون . سعيد جون جونيه من عقش من
گل من
عمر من نفس من ماه من آقايي خوشگل من مديريت بازرگاني دانشگاه پيام نور رشت قبول شد واااااااااااااي خدايي جون مسي مسي مسي از اين بهتر ديگه نميشد از الان آي مدير
صداش ميکنم منم که خانوم خانوما هستم و عزيز دل آقاي همسرم هستم و خيلي هم خوفو خوشگل و تو دل برو و لوس و لجبار و يکدنده و بي معرفت هستم روانشناسي عمومي دانشگاه زنجان شبانه قبول شدم . هي هي هي هي شدم خانوم دکتر
آخر سر هردومون هموني که ميخواستيم قبول شديم
تازه خبر قبولي سعيد جون رو اول خودم به مامان شوهر دادم و کلي ذوق کرد ![]()
پا وب سوم : ( يه مشکل و بازم محتاجيم به دعا
) راستش من تاحالا زنجان نرفتم
و هيچ آشنايي هم اونجا ندارم و هيچ کدوم از دوستامم اونجا قبول نشدن يعني واقعا اونجا تناي تنا هستم
اگه بين خودمون بمونه بايد بگم که يه مقدار زيادي اضطراب و دلشوره دارم
اما چون نميخوام کسي منصرفم کنه به کسي نميگم و خودمو کوه اعتماد بنفس نشون دادم سعيد جون و مامان اینا با یه چیز یکم مشکل دارن اونم اینکه من پامو توی یه دمپایی کردم و میگم خوابگاه نه ( به شبانه ها که خوابگاه نمیدن آخه) فقط یه اتاق یا خونه کوشولو اونم فعلا تنایی تا با یکی آشنا بشم من که نمیتونم خونه زندگیمو و دو تا مانتو هام و عطر و ادکلنامو به دست هر کسی بسپارم اومدیمو یارو دزد بود و دارو ندارمو دزدید . خلاصه همه میگن تویی که املت بلد نیستی درست کنی چطوری میخوای تنها زندگی کنی
منم صدامو صاف میکنم و یک ساعت تمام شروع میکنم به سخنرانی تا حوصله همه سر میره و مجبور میشن قبول کنن فعلا بابا گفته 25 شهریور بریم زنجانو ببینم چه جوری هست تا بعد
... شما ها میدونید زنجان چه جوریه
؟؟؟ اصلا از دوستای گل من زنجانی کسی هست ؟؟؟ خلاصه تو مورد ثبت نام دانشگاهی هم برای سعید جون و من دعا کنید .
پا وب چهارم : دوتا خبر خوووووف زهرا جون و آقا سعید ( دوست وبلاگی ) هردوشون مشکلشون حل شده به ظاهر و دوباره وبلاگاشونو آپ کردن
کسایی که زبانشون خوبه برن وبلاگ زهرا رو بخونن کسایی هم که دنبال یه ایده نو میگردن برن وبلاگ سعید رو بخونن . راستی من اگه برم زنجان سیستم دیده ندالممممممم البته واسه سیستمای دانشگاه نقشه ها کشیدم خدا کنه مفتکی باشه
پا وب پنجم : ( ماجرای قبول شدنمون
) من جمعه خواف بودم
بعد ساعت 10 یهویی یکی زنگ زد و دیدم مامان هی داره بهش میگه خوفی عزیزم منم هزارتومنیم تو خواب کج شد و فهمیدم که بعله داره با داماد گلش حرف میزنه منم پریدمو گوشیو گرفتم هنوز سلام علیک نکرده بودیم که سعید جون گفت زود شماره داوطلبیتو بگو منم گفتم اول تو بگو چیکار کردی و گفت مدیریت رشت منم جیغ و میغ
و اشک و شادی سر دادم
و بعدش واسه منم نگا کرد و ذوق زده شدیم
واسه قبولیش یه ساعت دیواری خوشگل سفارش دارم از این فانتزی ها
تا اتاقش خوشمل شههههههه خدایی جون مسی مسی
پا وب ششم : من دوشنبه هفته پیش رفتم امتحان آیین نامه و قفول شدم
لی لی لی لی واسه دومین بار بود البته دفعه اول هیشی نخونده بودم ولی بیشتر به خاطر شیطونیام و اینکه گوشیم روشن بود دفعه اول انداختنم خلاصه چهارشنبه هم رفتم امتحان تو شهری بعد از یک ماه که پشته فرمون ننشسته بودم شبه قبلش بابا منو برد یکم دور زدیم خلاصه امتحان گرفت و من دوبل و پلمو عالی رفتم اما دور دو فرمونه رو ........ و این جوری شد که بهم گفت عزیزم بلو پایین . بچه بد
منو وسط کوچه پوچه ها به امون خدا بدون هیچ آب و غذایی ول کرد . ![]()
پا وب هفتم : ( یک سوال و کمی تفکر
) تا حالا شده به این فکر کنین که چرا مرد ا و زنا ( همسر ها معشوقه ها دوست ها ) با وجود کلی عشق و علاقه ای که دارن با هم دعواشون میشه ؟؟؟ ![]()
خانوم كوچولو و آقايي گلش يكشنبه 11/6/1386 ساعت 6:44 عصر
کيفر دو چيز در دنيا زود ميرسد : ظلم کردن و بدرفتاري کردن با پدر و مادر
پيامبر اکرم ( ص )
انتظار ، آغاز زمان است . اگر اندوه پنجره ي جديدي در ديوار شرقي خانه تان باشد ، ديگر از اندوه باکي نخواهيد داشت . شايد
آنکه را با او خنديديد از ياد ببريد اما آنکه با او گريسته ايد ، هرگز از ياد نخواهيد برد .
سعيد عزيزم دوستت دارم
list the things that make you feel good
از چيزهايي که احساس خوبي به تو ميدهند فهرستي تهيه کن
*********************************************
پا وب اول : شلام شلام
ببقشيد که اينگده دخمل بدي شدم و اصلا به هيچکي سر نميزنم
باور کنيد هفته پيش اومدم اما اکثر وبلاگ ها باز نميکرد فقط چند تا باز شد و به خاطر اينکه هنوز سيستمم داغونه نميتونم زياد بيام کافي نت چون به سعيد قبلا قول داده بودم که زياد نيام کافي نت اما يه دليل ديگه هم هست که بايد بگم
.. شما که بيگانه نيستين راستش بايد بگم اوضاع پوليم يکمي بهم ريخته
و واسه همين نميتونم بيام کافي نت واقعا شرمنده شرمنده شرمنده
سعي ميکنم ايندفعه به همگي سر بزنم حتي اگه شده فقط در حد يه سلام ... بازم شرمنده ![]()
پا وب دوم : از وقتي که سعيد جون رفت خيلي دلم واسش تنگ شده
تازه هر روز هم با هم تلفني حرف ميزنيم اينگده حال ميده که نگوووووو و نپرس
... راستي منو سعيد جون حسابي کتاب خون شديم خفن
عزيز دلم داره کتاب کيمياگر 2 رو ميخونه
نوشته پائولوکئيلو و منم دارم رازهايي درباره مردان و رازهايي درباره زنان
که نوشته دکتر بارباراست رو ميخونم واقعا کتاباي خوبين حتما بخونین قراره تا آخر این هفته این دوتا کتاب رو برای سعید جون پست کنم 
پا وب سوم : راستی درباره انتخاب رشته من هیچی نگفتم
!!!! سعید جون شهرای مالی رو زده و رشته های مدیریت و حسابداری و مهندسی کامپیوتر رو زده منم شهرای در هم ور هم زدم و اول از همه روانشناسی بالینی و عمومی رو زدم بعدش مشاوره و علوم اجتماعی و ... میگن تا آخر این هفته جوابا میاد وااااااااااااااااااای
خدایی جون خدای قشنگ کمکمون کن البته اینقدر بی وفا و نامرد شدم که روم نمیشه از شما دوس جونی ها بخوام که برامون دعا کنید
ولی میدونم که اینقدر قلبای مهربونی دارید که برامون نگفته هم دعا میکنید .
پا وب چهارم : توی این مدت چندتا از دوستام مثل من کم کار شدن مثل زهرا جون که گفته میخواد تا مدتی تو نت نیاد
و سعید ( بچه های وبلاگ ) اونم به خاطر یه سری مشکلات نمیتونه بیاد
البته حسین آقا هم همینطور
امیدوارم مشکلاتشون زودتر حل بشه و هر جا که هستن خوب و شاد باشن ![]()
پا وب پنجم : خب اگه خدا قسمت کنه فردا میخوام برم آیین نامه رو امتحان بدم و راننده بشم بزنم رو دست سعيد جون
تازه امروز هم قراره برم مانتو بخرم باورتون میشه 11 بار منکراتی ها بهم گیر دادن حتی فامیلیمو هم دیگه حفظ شدن
!!! البته به خاطر منکراتی ها مانتو نمیگیرم
بیشتر واسه این میگیرم که از دست این یکی یکم خسته شدم و واسه دانشگاه
!!! یکی نیست بگه نه به باره نه به داره دنبال مانتو برای دانشگاه هستی
!!!! وااااااااااااای داریم به 25 مهر تولد سعید جون
نزدیک میشیم
باورتون میشه از 20 اسفند که این وبلاگ ساخته شده تا الان سعید هیچی درباره این وبلاگ نمیدونه
میخوام 25 مهر وبلاگ رو آپ کنم
و حسابی سعید جون رو خوشحال کنم
البته اگه شما دوس جونی های گل
اون روز بیاین تو جشنمون واقعا هردوی مارو خوشحال میکنید
پیشا پیش از حضورتون تشکرات میکنيممممممممممم
پا وب ششم : ( یک سوال و کمی تفکر
) تاحالا فکر کردی واسه چی میخوای ازدواج کنی
؟؟؟ واسه اینکه به تکامل برسی ؟؟ چه تکاملی ؟؟؟؟
[1/2/1387- 6:6 ع] سومين گل نرگس
[آرشيو شده ها]
نام: | |
ايميل: | |