با تو بودن آرزومه
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به ما فرمان داد که در سه چیز بر ما چیره نگردند : به معروف فرمان دهیم و از منکر باز داریم و سنّتها را به مردم بیاموزیم . [ابوذر]

خانوم کوچولو و آقایی گلش  جمعه 23/9/1386  ساعت 3:26 صبح

بنام اونی که عشق پاک ومعصومی رو برای من آفرید تا بتونم با اون به آرامش برسم


 Snowballs # 214370


کسی که خویش را بزرگ میبیند در پیشگاه خدا حقیر است


                                                                             امام علی (ع)


 Sweet # 197426


اگر واقعا خواهان تغییر زندگی هستی همین حالا بیدرنگ آغاز کن


if you really want to change your life ,start immediately


 Sweet # 197434


 


 ماه من بدرخش,که درخشیدنت زیباست


 


پا وب اول :سلام Happy Waving Bug Kao Anis # 230856


سلام به تو ای بهترینم,ای عاشق ترین ستاره من,ای نور شبهای بی ستارم وهمچنین سلام به ماهک و ماهان Hammering Chicks & Hatching Eggs # 233651عزیز تر از جان من و مامانشون (قربون هر سه شون من بشم  )


پا وب دوم :باز هم سلام


سلام به همه دوست جونیهای خوبمون .باید مارو ببخشید.Sad Teal Blue Unhappy Face # 220776 فکر می کنم دو هفتهای میشه  غیبت داریم (اگه اشتباه نکرده باشم )میبینم که خیلی از دستمون شاکی هستین (تو نظرات گفته بودین)اگه راستشو بخواین من و سالومه جون توی این دو هفته یکم بد آوردیم .آخه میدونی؟ما همیشه یکشنبه ها وبلاگ و آپ می کنیم . تو این دو هفته نشد . یک یکشنبه سالومه جون قرار بود بره آپ کنه اما سایت دانشگاه خیلی شلوغ بود و آخر شب به من گفت که برم آپ کنم من هم اکانت نداشتم.Confused Yellow Face # 221512راستشو بخواین یه هفته هم یه کوچمولو تنبلی کردیم .(به هر حال باید ببخشید قول می دم دیگه تکرار نشه Rolleye # 196207.


پا وب سوم :من این پا وب و فقط و فقط به عذر خواهی از خانوم گلم اختصاص میدم . تو پا وب های بعد دلیلشو براتون میگم.


سالومه جون  منو ببخش تو راست می گفتی من می تونستم بزارم که تا بعد از ظهر بمونی اما نمی دونم چطور شد که یه دفعه اونجوری کردم و زور گفتم که باید بریSad Walking Yellow Unhappy Face # 220778 بعد از اینکه رفتی خیلی ناراحت بودمSad Frowning Blue Un- Smiley Face # 240608 تا ظهر که تک بزنی 10 بار اشک تو چشمام جمع شدSad Crying Blue Unhappy Face # 220809 با خودم گفتم نکنه اون حرفی که زدی به واقعیت بپیونده .Sad Angel Yellow Face # 220804خانوم کوچولویه من منو ببخش . می دونم که در حق تو خیلی کم لطفی می کنم . ببخش منو عزیزکم ببخش منو .


کمکم کن که بتونم همونی که می خوای بشم Angel Yellow Smiley Face # 221108


Mice in Love # 240436دوست دارم دوست دارم دوست دارمMice in Love # 240436


پا وب چهارم :خب حالا میرسیم به داستان این هفته . ما از چند هفته پیش برنامه ریزی کرده بودیم که سالومه جون برای دومین بار بیاد پیش من . اما نه مثل دفعه قبل بلکه ایندفعه بیاد خونه مون. قرار شده بود که به باباش (شوهر عمه من)هم بگه که می خواد بیاد. به باباش گفت اما با مخالفت شدید باباش مواجه شد . اولش تصمیم گرفت که نیاد اما بعد با اسرار زیاد من رازی شد که بیاد . دوشنبه کولبار سفر رو بستGreen & Orange Snail # 221543 و سه شنبه صبح از زنجان حرکت کردو حدود ساعت 2 رسید رشت ومن با یک شاخه گل به استقبالش رفتم . وای سالومه جونم چه خشمل شده بود .قلبم داشت از جا در می اومد.تا اینکه اومد نزدیک.شالو پالتو جدیدش تنش بود .کلی ذوق مرگ شدم Jumping # 196204از خوشحالی داشتم بال در میاوردم..Jumping # 196190..


از اونجایی که من چند جایی تو رشت کار داشتم(دانشگاه-دکتر برای مامان و نمایندگی لوازم آشپز خانه اخوان)رفتیم کارامونو انجام دادیم و بین این کارا رفتیم نهار هم خوردیمReady to Eat Yellow Smiley Face # 221340_بیشترش و من خوردم)و بعد رفتیم خانوم کوچولو برای خواهرم یه چیز بخره . اگه تونستید حدس بزنید که چه بلایی سرم آورد Puke Green Sick Exploding Face # 196569؟؟؟؟؟؟؟؟؟


رفتیم تو یه پاساژ که خانوم کوچمولو گفت بریم بانک پول بردارم .من گفتم فعلا لازم نیست و از پله های پاساژ با خنده رفتم  بالا در حالی که رو به سالومه بودم (پله برقی بود ) و بهش گفتم که بیاد بالا اما سالومه نیومد و رفت بانک . من با خودم فکر کردم که رفته از پله های اضطراری بیاد بالا چند دقیقه ای صبر کردم اما نیومد سالومه من و پیچونده بود از در دیگه پاساژ رفته بود بیرون .25 دقیقه توی پاساژ بالا و می رفتم .رنگم پریده بود .از ترس داشتم پس می افتادم  Sick # 196571. گوشیم شارژ نداشت که بهش زنگ بزنم رفتم توی یه مغازه بهش زنگ زدم اما جواب نداد .رفتم سمت پارکینگ که ماشین و اونجا گزاشته بودم اصلا به فکرم نمی رسید که بخواد سرشو بندازه پایین بره بانک . اصلا به بانک فکر نمی کردم . وقتی دوییدم سمت پارکینگ دیدم خانوو آروم داره از سمت بانک قدم می زنه و میاد .یه سوال!!!! شما اون لحظه جای من بودید چیکار می کردیدConfused Yellow Unhappy Face # 221123؟؟؟؟؟من کاری نکردم فقط یکم نگاش کردم و یه کوچولو سرش قر زدم .Yelling Orange Angry Face # 221499


بالاخره رفتیم  یه چیز برای ساناز خرید و بعد با ماشین حر کت کر دیم به سمت ولایت Car # 196857.حدود ساعت 6:30 بود که رسیدیم به آستانه بعد سالومه جون و بردم یه جا رمانتیک که نزدیک دریا بود یه خورده تاریک هم بود بعدش یه کوچمولو شیطونی کردیم .Winking # 196924


حدود ساعت 7:30 رسیدیم خونه ما .اون شب خاله و مادربزرگم هم شام خونه ما بودن.(جاتون خیلی خالی بود)


تا پنجشنبه غروب همه چیز خیلی خوب بود .خانوم کوچولو_ مامان_ خواهرم


اما یدفعه یه اتفاقاتی Fighting Yelling Yellow Faces # 221001افتاد که باقیش و سالومه جون بهتون میگه


راستی یه خبر نسبتا خوب دارم که که هفته دیگه میگم Singing & Dancing Kao Anis # 229747


از طرف من خداحافظ همگی Waving Arms & Legs Smiley Face # 221719


   شلام شلام گلمBunny w/ Flower Kao Anis # 230702 شلام شلام Cheerleader Yellow Smiley Face # 220948دوس جون جونیا اول شلمنده که با تاخیر دارم ادامه ماجرا رو مینویسم دوم شرمنده که به هیچکی سر نمیزنم فکر نمیکردم که وقتی برم دانشگاه اینقدر سرم شلوغ بشه که نتونم کاری کنم البته باید بگم بیشترش به خاطر اینکه تا 8 غروب فقط میتونم بیرون بمونم به خاطر خوابگاه Sick Green Face # 221241واسه همین به هیچ کاری نمیرسم خب بریم سراغ ماجراهات

چا وب نمیدونم چندم : اول اینکه سعید جونم تو بهترین بهترین همسر دنیا هستی خیلی صبوری اینو واقعا از ته دلم میگم خیلی خیلی صبور و اروم و مهربون و خیلی خوب باهام کنار میای اگه هر کی به جای تو بود الان صد تلاقم کرده بود به خدا لاس میگم راستش یه چیزیو باید اعتراف کنم که اصلا فکر نمیکردم این سری تو وبلاگ رو اپ کنی وقتی نوشته هاتو دیدم نمیدونم چقدر خوشحال شدم اندازه یه دنیا واقعا نوشته هات خوب و دلنشین و دوست داشتنیه برای من نمیدونم چه جوری ازت تشکر کنم ولی یه چیزو از ته ته دلم میگم سعید گلم خیلی خیلی دوستت دارم و خیلی خیلی خوبی ممنون عزیزم ممنون ماهم ممنون گلم

پا وب بازم نمیدونم چندم ‏: بعلهههههههههههههه من قاچاقیNaughty Orange Smiley Face # 221099 سه شنبه رفتم رشت تا عزیزک دلمو ببینم توی ترمینال بودم که دیدم یه آقای خوشمل داره صدام میکنه واااااااااااااای نفسکم بود Spinning Jumping White Smiley Face # 196175لفتم پیشش و بعد از سلام و اینا رفتم تو ماشین که دیدم نفسک رمانتیک من یه شاخه گل رز گذاشته رو صندلیم آخ که چقدر مزه داد میخواستم همونجا بپرم تو بغلشو ببوسمش ولی حیف که مملکتی داشتن نگامون میکردن خب سعید جون گفت بعدش چیکار کردیم تاااااااااااااااا اینکه رفتیم خونه مامان شوهر اینا وااااااااااااااای ساناز خواهر شوهر گلمو بعد از مدت ها دیدمش اگه چاپلوسی و پاچه خواری حساب نکنید باید بگم کلی دلم براش تنگ شده بود با اینکه بعضی وقتا کارایی میکنه حرصمو در میاره Animal # 196889ولی واقعا واقعا واقعا شیرین و تو دل برو هستش بخصوص که این دفعه عالی عالی بودیم با هم و از خدا جون ممنونم که خواهر شوهر نانازی و نمونه ای مثل ساناز دارمHopeful Dreamer Yellow Smiley Face # 220861 البته تک هم هست چون کارا و سوتی هایی میده که هیچ کی تو دنیا به پاش نمیرسهWinking Yellow Smiley Face # 221579 از ته دلم براش آرزوی خوشبختی میکنم مامان شوهر هم خدارو شکر بهتر شده بود و اگه خدا بخواد تا دو هفته دیگه میتونه یه سری از کارارو خودش انجام بده این چند روزی که اونجا بودم واقعا بهم لطف داشتن هم مامان شوهر هم بابا شوهر هم خاله شیوا و آقا هرمز و مامان بزرگی و البته دختر خاله و خاله عزیزم مسی مسی مسی مسی از همتون ممنونم سعید جون مسییییییییییییییییییییی

پا وب خیلی خیلی نیدونم چندم : همه چی خوب بود تا اینکه دوباره من بد شدم Mad Naughty Symbol Red Face # 221501و قاطی کردم روم نمیشه چیزی بگم فقط اینکه سعید جان منو ببخشHysterically Crying Sad Yellow Face # 220806 واقعا شرمنده ام Sad Almost Crying Yellow Face # 220793سعید بدون تو واقعا میمیرم پس هیچ وقت تنهام نذار هرچند که تا الان تنهام نذاشتی و نخواهی گذاشت از وقتی که اومدم دانشگاه سعید خیلی بهم طف داشته اصلا نذاشت احساس تنهایی کنم امیدوارم یه روز بتونم این کارتو جبران کنم خیلی دوستت دارم گلم خیلی زیاد Blowing Kisses Hearts Kao Anis # 230772از راه دو میبوسمت منتظرم تا دوباره همو ببینیم میخوام رفتار بده سری قبلمو جبران کنم منو ببخش Sad Crying Gray Face # 220769.. راستی یادم رت که بگم کاپشن ( کافشن یا هر چیز دیگه ای که شما میدونید و من نمیدونم اسمش چیه ) که تازه خریده بود خیلی بهش میومد آخ اینقده خوشگل و خوشمزه شده بود که نگووووووووووووووووو من فدای شوهر خوشگل و خوش تیپم Green Yellow Smiley Face w/ Sunglasses # 220825بشم الهیییییییییی

                        Kao anis # 206816 نهمین ماه عشقمون مبارک تمام هستی من Kao anis # 206816




گل های پیشین ما

 RSS 
خانه
ایمیل
شناسنامه
مدیریت

پیوندهای روزانه
هیچ کس وجودمان ( دختر برفی و پسر برفی ) وبلاگ دیگه من و آقایی [182]
[آرشیو(1)]



اوقات شرعی


تعداد کل مهمونا
16932
تعداد مهمونای امروز
16
تعداد مهمونای دیروز
14

درباره ما
با تو بودن آرزومه
خانوم کوچولو و آقایی گلش[42]
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم ... تو را به جای همه روزگارانی که زیسته ام می دوست دارم ... تو را بخاطر نخستین گناه دوست می دارم ... تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم ... تو را به جای همه کسانی که دوست نمیدارم دوست می دارم ...
لوگوی خودم
با تو بودن آرزومه


لوگوی دوستان




دوستان
پت و مت
سال های دور از تو ( آزاده )
پرواز بی انتها ( مهدی )
من و خلوت دل ( فاطمه )
غربت تنهایی ( مریم و علیرضا)
غروب عاشقان ( مریم )
من و پسرم آرین ( لیلا )
مامان کوچولو ( شیما )
پرنده آزاد ( نسترن )
آیدا کوچولو
پاپیون صورتی ( هدیه )
اشکان کوچولوی شیطون ( بهاره و اشکان کوچولو )
مسافر تنهایی(علیرضا)
عاشقانه ترین لحظات هر انسان ( آرزو )
کویر
زیگول!
جیگر تو
وروجک مامان = آرش ( آرزو )
شبنم محبت ( هادی )
پاتوق ( ناز خانم )
حرف های یه دختر غمگین ( یاسمین )
عاشقانه ها ( سعید )
دختر برفی
اوشو..من.. آرام آرام تا خدا ( وحید )
فقط خودم فقط خودت (تینا و امین )
درد و دل عاشق و معشوق
بابا لنگ دراز ( جودی اسپرت نارنجی )
بهشت من ( پیشو و فیشو )
من و پسرم ( هدیه )
اندکی صبر سحر نزدیک است ( رز شکسته )
آتش کاروان ( محمد )
آشیانه سبز ما ( آقای دکتر و خانوم مهندس )
من و آقای همسر ( لیلا )
همه وجودم ( خانومی و آقایی )
دوباره دل هوای با تو بودن کرده ( شیدای شیرین و رویای شیرین )
ق ل ب ه ا ی ... ع ا ش ق ( علیرضا و زهرا )
عشق من برای همیشه ( دختر مرداد )
حرف آخر ( داش حسین )
عاشقانه ها ( سعید وبلاگ جدیدش)
اینبار دزیره مینویسد
مهدیار موش کوچولو ( مامان مریم )
نشانه وقار ( ستاره سهیل )
خونه عشق ما ( بهاره )
آقاچه و خانمچه
داستان عشق ما ( کامیار و آزاده )
خاطرات من و همسرم ( رها )
آقاهه و خانمه
سعید + شیما = ما
پریسا تروخدا نرو ( شایان )
سید و خانوم ( مریم و محمد )
لیلی و مجنون


حضور و غیاب
یــــاهـو



آرشیو
خونه عشق ما [2]
خونه عشق ما در فروردین 1386 [3]
خونه عشق ما در اردیبهشت 1386 [4]
خونه عشق ما در خرداد 1386 [4]
خونه عشق ما در تیر [5]
خونه عشق ما در مرداد 1386 [2]
خونه عشق ما در شهریور 1386 [3]
خونه عشق ما در مهر1386 [4]
خونه عشق ما در آبان 1386 [4]
خونه عشق ما در آذر1386 [3]
خونه عشق ما در دی1386 [4]
خونه عشق ما در اسفند1386 [2]
خونه عشق ما در فروردین 1387 [2]


اشتراک

نام:

ایمیل: